زنی از گذشته
آنچه گذشت و نیستی محض همسان است...
اگر با حرکت دستی کلاف به انتهایش رسد پس این تکاپوی خلاق بی انتها از بهر چیست؟!
گذشته گذشته- از این چه می توان یافت؟
گذشته انگار هیچ گاه وجود نداشته، با این همه باز می گردد؛
گویی پیوسته وجود دارد:
من خواهان نیستی جاودانم!!!
مفیستوفلس رو به فاوست- نمایشنامه فاوست
ما زن ها با گذشته مان است که زنده ایم. خاطرات برای ما به مثابه واقعیت جاری است. چیزی که هر روز آرزویش را می کنیم اگر که حلاوتش دلچسبمان باشد،هر روز دردش را از نو تجربه می کنیم اگر تلخی آن بیش از شیرینی اش باشد. ما زن ها گذشته را پررنگ تر از اکنونمان زندگی می کنیم. همین است که همیشه تصمیم زنانه در هاله ای از عدم قطعیت و بازگشت به گذشته فرو رفته است. می می فاحشه داستان 2046 - عاشق فرزند نامشروع خانواده ثروتمندی می شود و تا پایان دنیای خود تا آن لحظه های غمگین قطار 2046 برای او گریه می کند. این دلبستگی زنانه به تاریخ زندگی خود و این بازگشت هرروزه و بازسازی تاریخ و دوره های گذار زندگی اش، می شود دلیل تمام آن وقفه ها، ان لحظه های خالی که برای خواستن چیزی که تنها در ذهنشان زندگی می کند و واقعیتی در بیرون مکث می کنند؛ وقفه های پی در پی و خالی. در 2046 می بینیم که آندروید ها با وقفه احساسات خود را بروز می دهند چرا که سرعت زمان در قطار برای آن ها بیشتر از آن است که بتوانند خود را با آن وقف دهند و همه چیز برای انها حس گذشته است، گذشته ای تبدیل به خاطره شده و دیگر وجود ندارد. خنده هایی که باید در لحظه و برای عاشقشان به نمایش در آید می رود در آن پستو ها خود را بروز می دهد و قطره های اشک در تنهایی به پایین سرازیر می شود. رومی نمایشنامه زنی از گذشته دیر رسیده است و می خواهد تمام آن گذشته با فرانک بودن را زنده کند و گذشته بی او بودن را نابود... او به انگیزه بک خاطره شیرین خود را به درون آتش می اندازد تا چیزی که از آن گذشته است زنده کند. اگر گذشته اش بازسازی نشود یعنی وجود ندارد و نابودی حداقل سزای گذشته ایست که نام و نشان او برا آن نباشد... این جعبه معمولی اگر نام او را داشته باشد دیگر یک جعبه معمولی نیست، جعبه اوست. گذشته همان نشانه گذاری اوست برای زندگی فرانک... اگر گذشته نباشد، او نیست، فرانک هم نیست... و گذشته همت چیزیست که اکنون او را چه بسا پررنگ تر می سازد.برای مردان،2046 یه مکتب زندگیست، مکتب گذشتن از گذشته با به پرده کشیدن آن و ادامه دادن بی وقفه...و برای زنان گذشته حدیث هرروزه است، آیتی بلا منازع و فراموشی گناهیست نابخشودنی...